بدون عنوان

تاریخ تولدت مهم نیست ،تاریخ "تبلورت" مهمه



اهل کجا بودنت مهم نیست،"اهل و بجا" بودنت مهمه



منطقه زندگیت مهم نیست،"منطق زندگیت"مهمه



و گذشته ی زندگیت مهم نیست،امروزت مهمه که چه گذشته ای واسه فردات میسازی.



.



.



صداقت یک هدیه گران قیمت است،آن را از انسان های ارزان



انتظار نداشته باش...



.



.



دل گیر مباش،دلت که گیر باشد،رها نمیشوی!



خداوند، بندگان خود را با آن چه به آن"دل"بسته اند می آزماید.



.



.



فردا صبحی دیگر است که شاید شبی نداشته باشد!پس امروز را قدر بدان شاید فردایی نباشد...



.



.



زندگی هم چنان جریان داره ولی ما رو در جریان نمیذاره...



.



.



"مشغول دل"باش نه،"دل مشغول"...



.



.



"اگه نتونم"مال وقتیه که راه دیگه ای باشه



وقتی هیچ راهی نیست،فقط باید بگی:



"می تونم"...



خلاقیت!!!!!!!!!!!!!

به این خلاقیت از 1 تا 10 چند میدین؟

img20120306_001.jpg

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

                      !


    عید همگی مبارک.....!!!؟؟؟ 


                                

بدون شرح !!!!!!!!!!!!!!

 

 

کافه وبلاگ!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

بدون شرح!!!!!!!!!!!!!!!!!!

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

به یک‏ جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی

اونی که زود میرنجه زود میره، زود هم برمیگرده. ولی اونی که دیر میرنجه دیر میره، اما دیگه برنمیگرده …

به یک‏ جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی

رنج را نباید امتداد داد باید مثل یک چاقو که چیزها را می‏بره و از میانشون می‏گذره از بعضی آدم‏ها بگذری و برای همیشه قائله رنج آور را تمام کنی.

به یک‏ جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی

بزرگ‌ترین مصیبت برای یک انسان اینه که نه سواد کافی برای حرف زدن داشته‌باشه نه شعور لازم برای خاموش ماندن.

به یک‏ جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی

مهم نیست که چه اندازه می بخشیم بلکه مهم اینه که در بخشایش ما چه مقدار عشق وجود داره.

به یک‏ جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی

شاید کسی که روزی با تو خندیده رو از یاد ببری، اما هرگز اونی رو که با تو اشک ریخته، فراموش نکنی.

به یک ‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی

توانایی عشق ورزیدن؛ بزرگ‌ترین هنر دنیاست.

به یک ‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی

از درد های کوچیکه که آدم می ناله؛ ولی وقتی ضربه سهمگین باشه، لال می شه.

به یک‏ جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی

اگر بتونی دیگری را همونطور که هست بپذیری و هنوز عاشقش باشی؛ عشق تو کاملا واقعیه.

به یک‏ جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی

همیشه وقتی گریه می کنی اونی که آرومت میکنه دوستت داره اما اونی که با تو گریه میکنه عاشقته.

به یک‏ جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی

کسی که دوستت داره، همش نگرانته. به خاطر همین بیشتر از اینکه بگه دوستت دارم میگه مواظب خودت باش.

و بالاخره خواهی فهمید که :

همیشه یک ذره حقیقت پشت هر “فقط یه شوخی بود” هست.

یک کم کنجکاوی پشت “همین طوری پرسیدم” هست.

قدری احساسات پشت “به من چه اصلا” هست.

مقداری خرد پشت “چه میدونم” هست.

و اندکی درد پشت “اشکالی نداره” هست.

دل نوشته

 این روزها به جای شرافت از انسان ها .....

فقط ُ شر ُ و ُ آفت ُ می بیبنی!!!!

«««««:::»»»»»

وقتی کسی اندازت نیست....

دست به اندازه خودت نزن..

«««««:::»»»»»

می دانی ، یک وقت هایی باید روی یک تکه کاغذ بنویسی

 "تـعطیــل است"

و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت

 باید به خودت استراحت بدهی، دراز بکشی دست هایت را زیر سرت بگذاری

به آسمان خیره شوی و بی خیال ســوت بزنی،

در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند،

آن وقت با خودت بگویـی :


بگذار منتـظـر بمانند ...

حسین پناهی

 

بلد نیستم...

کوچه‌ها را بلد شدم

خیابان‌ها را بلد شدم

ماشین‌ها را، مغاز‌ه‌ها را

رنگ‌های چراغ قرمز را


جدول ضرب را حتی

و دیگر در راه هیچ مدرسه‌ای گم نمی‌شوم, ولی... هنوز گاهی میان آدمها گم می‌شوم ...

آدمها را بلد نیستم...

   چهره خانمها پنجره ایست به شخصیت درونی آنها
_______________________________________
تحقیقاتی در این زمینه که آیا واقعا ظاهر و نشانه های ظاهری هر شخص می تواند بیانگر سر درون او باشد یا نه انجام گرفته که نتایجی بشرح ذیل داشته است.

بر این اساس، مشخص گردیده که هر آنچه خانمها در ظاهرشان و بخصوص در صورتشان عیان است، از درون آنها و روان آنها حکایت دارد. مثلا اگر خانمی در ظاهر متدین است، پس واقعا متدین است و یا اینکه اگر خانمی در ظاهر خوشبخت است و دم از خوش شانسی می زند، واقعا و بی تردید خوش بخت است. اما در مورد مردان؛ آقایان مانند کتابهایی ناگشوده می مانند که باید مدت زمانی طول بکشد تا تمام کتاب خوانده شده و پی به منظور نویسنده برد و نمی توان با یک نظر فهمید که مرد مورد نظر چگونه مردیست.
...

این در حالیست که بعضی مردم بر این باورند که جامعه، افراد را به سمت گرایشها و رفتارهایشان سوق می دهد. مثلا مدل موی خانمها و یا مدل لباس پوشیدن بعضی افراد. مثلا خانمی با موهایی ژولیده و یا مردی با شلواری پاره راه می رود که اینها شاید مد جامعه باشند.

در راستای این تحقیقات از ۱۰۰۰ خانم درخواست شد تا تصویری از خودشان بهمراه فرمی که باید مشخصاتی از قبیل رفتارهای شخصیتی، باورها و اعتقادات و … را در آن می نوشتند برای محققان ارسال شود. سپس گروه تحقیق تصاویر افرادی را که مشخصاتشان تقریبا شبیه هم بود جدا کرده و در وب سایتی قرار دادند، آنگاه قریب به ۶۵۰۰ نفر برای اینکه حدس بزنند که هر چهره بیانگر چه مشخصات درونی است به سایت وارد شدند.

جالب اینجا بود که ۷۰% از افراد، خانم های خوشبخت و خوش شانس را از روی تصویر درست حدس زده بودند. همچنین ۷۳% خانم های متدین و معتقد به دین و ۴۵% خانم های قابل اعتماد و امین را درست تشخیص داده بودند. این در حالی است که آنها نتوانسته بودند خانمهای شوخ طبع و بامزه را از روی تصویر درست حدس بزنند.

با این حال چهره آقایان نمی تواند بیانگر آنچه را که آنها در درون خود می گذرانند باشد. مثلا در تحقیقی دیگر مشخص شد که افراد، بجز چهره مردان خوش شانس و خوشبخت که فقط ۲۲% صحیح حدس زده بودند، نتوانسته بودند چیز دیگری را تشخیص دهند.

ریچارد وایزمن استاد دانشگاه هرتفوردشر به اتفاق راب جنکینز از دانشگاه گلاسکو، افرادی که این تحقیقات را انجام داده اند، می گویند دلایل بسیاری برای مطالب فوق می تواند وجود داشته باشد از جمله :

شاید چهره خانمها واقعا دربر دارنده اطلاعاتی از شخصیت آنان باشد. شاید هم افرادی که وارد سایت شده و گمانه زنی نموده اند نابجا حدس زده و یا اینکه از روی اذیت اشتباها انجام داده اند. همچنین شاید خانمهایی که تصویر و مشخصاتشان را ارسال نموده اند خیلی با تفکر و اندیشه در مورد تصویرشان، اینکار را انجام داده اند.

اما از تحقیقات قبلی سایر محققان اینطور بر می آید که افرادی که دارای چهره هایی جذاب و پر انرژی هستند، غالبا افرادی موفق، خوشبخت، سالم، باهوش و کارآمد می باشند. همچنین افرادی با صورتهای بزرگ تر، معمولا دارای شخصیت مردانه و زمخت تری هستند تا سایر افراد.

تحقیقی دیگر نیز در این زمینه نشان داده است که پسرانی که چهره های کودکانه ای دارند، معمولا پرخاشخو تر بوده و به مراتب بالای تحصیلی نیز نائل خواهند شد

بدون شرح !!!

راز عرفات...

گاهی ماندن در ظواهر دین و باز ماندن از مفاهیم آن ، تقلید و عادات به اعمال دینی بدون در نظر گرفتن معانی و مفاهیم عمل ،آفاتی میشود که برخی از دینداران به آن گرفتار می شوند و آنان را به ورطه خطا می کشاند .همین نکته موجب رواج بت پرستی اعراب ،قبل از ظهور اسلام در شبه جزیزه شده بود .آنچه که باعث شد مردم مکه از دین ابراهیم به پرستش بتان و سنگها بپردازند این بود که هر قبیله ای که از مکه کوچ می کردند، قطعه سنگی از حرم با خود می بردند و برای یزرگداشت حرم و دلبستگی به مکه ، هرجا وارد می شدند آن سنگ را می نهادند و دور آن به طواف می پرداختند....

حجاج بیت الله الحرام در روز عرفه (روز شناخت)، به صحرای عرفات می روند ، باشد که در آن صحرای بی بنا و طبیعت اصیل ، صاحب خانه را بشناسند و خود را از حالت تقلید کورکورانه به حالت عرفان و شناخت محتوی ، معانی و مفاهیم دین برسانند.

در روز عرفه امام حسین چنان لب به نیایش معبود می گشاید و چنان دل مردم را به درد می آورد که آنان خود و دعاهایشان را فراموش می کنند و آمین گفتن به دعاهای حضرت تنها کاری ست که از دستشان بر می آید.

به قول دکتر شریعتی " اگر بر فرض هیچ دلیلی بر حقانیت امام حسین(ع) نباشد ، بعد از آنکه آدم یک بار دعای عرفه را بخواند ، می شود به حسین ایمان نیاورد؟ عاشقش نشود؟ دیوانه اش نشود؟

امام حسین که وجودش مملو از خوف پروردگار است ، از خدا می خواهد:

خدایا ! مرا با تقوای خودت سعادتمند گردان

در قضایت خیرم بده.

آنچه را که پیش می اندازی دلم هوای تاخیرش را نکند !

به که واگذارم می کنی؟

به سوی که می فرستی ام ؟

به سوی آشنایان و نزدیکان ؟ تا از من ببرند ،

یا به سوی غریبگان تا گره در ابرو بیفکنند

من به سوی دیگران دست دراز کنم ؟ در حالی که خدای من تویی و تویی کارساز و زمامدار من ..."

بدون شرح!!!

دوست دارم از تو بخونم وقتی آسمون سیاهه......

بقیه خوابن که خوابن مگه بیداری گناهه؟

بدون شرح!!!

 راه کارهای نجات از فشار قبر

زیباترین قسم سهراب

نه تو می مانی و نه اندوه

و نه هیچیک از مردم این آبادی...

به حباب نگران لب یک رود قسم،

و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،

غصه هم می گذرد،

آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...

لحظه ها عریانند.

به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز.

بدون شرح !!!

شادمانی همه جا پشت درست

در گشودن هنرست

اطلاعات وبلاگی!!!

آیا میدانستید؟

آیا میدانستید قدیمی ترین پستی که هم اکنون در وبلاگ وجود دارد پست سودای کربلا در سر دارم از گروه مدیریت می باشد .

آیا میدانستید قدیمی ترین نظری که در وبلاگ وجود دارد توسط مسلم حاتمی نیانوشته شده است.

آیا میدانستید این پست چهارصد و هفتاد و چهارمین پست وبلاگ است.

آیا میدانستید خانم رئوف پناه با چهل و یک پست فعال ترین نویسنده ی وبلاگ است(بود).

آیا میدانستید صد و بیست و چهار روز از آخرین پست فعال ترین نویسنده ی وبلاگ می گذرد.

آیا میدانستید وبلاگ ما بیست وهفت نویسنده دارد.

آیا میدانستید  دوازده نویسنده از آقایان و پانزده  نویسنده از خانم ها می باشند.

آیا میدانستید حدود شصت و چهار درصد پست های وبلاگ توسط  آقایان نوشته شده است.

آیا میدانستید سه نفر از نویسندگان وبلاگ حتی یک پست هم ندارند و هر سه آنها از خانم ها می باشند.

آیا میدانستید روز بیست هفت بهمن سال هزار و سیصد و هشتاد و نه با دویست و پنجاه و هفت بازدید پر بازدیدترین روز وبلاگ بوده است.

آیا میدانستید  دیماه سال هشتاد و نه پرپست ترین ماه وبلاگ بوده است.

آیا میدانستید پست تست هوش جنایی رضا حیدری ارمکی با پنجاه و دو نظر پر نظرترین پست موجود در وبلاگ است.

آیا میدانستید تعداد پست های پنج نفر از نویسنده ها از مرز سی پست عبورکرده است.

آیا میدانستید تعداد بازدیدکنندگان وبلاگ به زودی از مرز سی و هشت هزار نفر می گذرد.

به امید موفقیت روزافزون وبلاگ

(توجه داشته باشید که تعدادی از پست های وبلاگ به دلایل مختلف حذف شده است و اطلاعات بالا فقط از روی پست های موجود در وبلاگ استخراج شده است.)

تلقین!!!!!


لطفا برین ادامه ی مطلب و تا آخر متن رو بخونید...
ادامه نوشته

اخلاق

اخلاق، واژه ای آشنا که همگی کم و بیش با آن سر و کار داشته ایم!!!

برای هر سخن و تحلیلی ابتدا نیاز به طرح سوال است. سپس سعی می کنیم برای آن ها دنبال پاسخ بگردیم که کمترین دستاورد آن اندیشیدن است.

- آیا برای کسب موفقیت نیاز به رعایت حدود اخلاقی است؟

-اصلا" اخلاق حد و مرز دارد؟

-معیار اخلاق چیست؟ کتب مختلف در این زمینه؟ عرف جامعه؟ تعلیمات دینی؟ ویا.....

برای جواب دادن به سوال اول، ابتدا نیاز است تعریف مختصری از موفقیت داشته باشیم. تعریف من از موفقیت، دستاوردی است که برای نیل به آن تلاش کردیم و از رسیدن به آن احساس رضایت داریم. بنا براین ممکن است یک چیز برای من موفقیت تلقی شود و برای دیگران نه، چون از رسیدن به آن احساس رضایت ندارند.به عنوان مثال نمره ی 15 برای یک شخص موفقیت محسوب می شود ولی برای فردی دیگر نمره ی 19 یک ناکامی بزرگ!! با توجه به این توضیحات، درمی یابیم برای رسیدن به اهداف شخصی و یا گروهی نیاز به رعایت اخلاق نیست اما احساس کسب موفقیت به چه قیمتی؟ بهتر است این گونه بگویم اخلاق رمز ماندگاریست.نمونه های متعددی می توان از افراد پایبند به اصول اخلاقی و ماندگار نام برد، مانند پهلوان تختی که امروز قهرمانی هایش مورد ستایش نیست بلکه پهلوانی و اخلاق اوست که او را جاودان ساخته است. از هواداران بارسلونی بپرسید که اسطوره ی خود را لوئیز فیگو می دانند و یا یوهان کرایوف؟ همه از توانمندی فنی فیگو آگاهند ولی او حتی برای هواداران مادریدی اسطوره نیست. ولی فرانچسکو توتی و الیور کان و بوفون و ..... تا ابد در تاریخچه ی باشگاهشان برای هواداران مقدس خواهند بود. حضرت علی می توانست با سیاه بازی و دروغ و مظلوم نمایی به خلافت تکیه بزند ولی حاضر نشد با زیر پا گذاشتن اخلاقیات به موقعیتی که شاید موفقیت تلقی شود، برسد و تا سال ها از آن دور ماند. به همین خاطر است که امروز علی علی است.

حالا جواب سوال دوم

 می توانیم اخلاق را مانند یک نقشه ی جغرافیایی با شهرها وایالت های گوناگون در نظر بگیریم که با یک مرز مشخصی از کشورهای دیگر  جدا گردیده است ولی بین شهرهای آن مرزهای کمرنگی وجود دارد زیرا شهرهای مختلف و هم مرز آن با یکدیگر تعاملاتی ناگسستنی دارند. مثلا" اگر همدلی را یکی از شهرهای کشور بزرگ اخلاق در نظر بگیریم، خواهیم دید که با رازداری ارتباطی تنگاتنگ دارد وبا یکدیگر می توانند یک ایالت اخلاقی را بسازند.

واما تلاش برای پاسخ به سوال سوم

به راستی نقشه ی کشور اخلاق را در کدام گیتا شناسی می توان پیدا کرد؟؟

 قبل از پاسخ به این سوال باید حساب ارزش و ضد ارزش های سلیقه ای و فکری را از ارزش های مبین اخلاقی جدا کرد. شاید از نظر من نوعی شغل بازیگری و یا ریاست جمهوری یک شغلی ارزشی و جذاب انگاشته شود ولی از نظر فرد دیگری، این حرفه ساختاری ضد ارزشی داشته باشد، که این را باید به حساب اختلاف در نوع تفکر و عقاید ما گذاشت و نباید قضاوت کردکه کدام درست می گوئیم. اخلاق هنگامی مطرح می شود که عملکرد ما در حرفه مان مورد ارزیابی قرار گیرد، که آیا آقا و یا خانم ایکس با شغل فلان، صداقت در رفتار، قابل اعتماد بودن و..... دارد؟؟

به عنوان مثال ما به عنوان فیزیوتراپیست تنها با حرفه مان که فلسفه اش کمک به همنوع و ارتقای سطح سلامت جامعه است، مورد ارزیابی قرار نمی گیریم بلکه عملکردمان در طول دوره ی فعالیت ماست که براساس آن ارزش گذاری می شویم، فاکتورهایی نظیر صبر وتحمل،خوشرفتاری با بیمار،توجه کافی به سلامت بیمار و صرف زمان کافی برای او و....... چه بسا افرادی که از سطح علمی بالایی برخوردارند اما به دلیل داشتن ضد ارزش های اخلاقی در حرفه ی خود مورد استقبال قرار نمی گیرند.

آن چیز که واضح است، این است که به دنبال نقشه ی کامل اخلاق در افراد نگردیم که سردرگم می شویم زیرا هیچ انسانی کامل نیست و هر انسانی ساکن یک یا چند شهر اخلاق است. شاید عده ای بخواهند با پنهان شدن پشت پرده ی حجاب دین ویا دم زدن از ارزش ها خود ویا امثال خود را نقشه ی مصور جلوه دهند درحالی که فاقد بسیاری از ارزش های اخلاقی هستند. پس سعی نمائیم به شهرهای مختلف این کشور بزرگ سفر کنیم تا ماندگار شویم.

تحلیل یک نظرسنجی

آخرین نظرسنجی وبلاگ در مورد میزان تمایل دانشجویان فیزیوتراپی برای ادامه ی تحصیل در این رشته و مقطع آن بود که نتایج زیر حاصل شد:


 
تا چه مقطعی در رشته ی فیزیوتراپی قصد ادامه تحصیل دارید؟

1- کارشناسی
.
.
 7رای - 28%
.

2- کارشناسی ارشد
.
.
 2رای - 8%
.

3- دکترای تخصصی (Phd)
.
.
 4رای - 16%
.

4- دکترای حرفه ای (DPT)
.
.
 12رای - 48%
.

افرادی که گزینه ی "1" را انتخاب کرده اند اغلب در یکی از گروه های زیر قرار می گیرند:

1- از رشته ی خود رضایت ندارند و قصد ادامه ی تحصیل در رشته ای دیگر دارند.

2- به دنبال کسب درآمد هستند و با توجه به اینکه با مدرک کارشناسی نیز می توانند به فعالیت بپردازند،مدرک کارشناسی را کافی می دانند(اکثر افراد این گروه را آقایان تشکیل می دهند).

افرادی که گزینه ی "2" را انتخاب کرده اند اغلب در یکی از گروه های زیر قرار می گیرند:

1-به علم این رشته علاقمندند و دوست دارند تا درجات بالاتر این رشته ادامه تحصیل بدهند.

2- قصد دارند از مزایا ی این مقطع استفاده نمایند، به عنوان مثال در ازدواج خانم ها!! و یا ادامه تحصیل در خارج از کشور موثر است.

افرادی که گزینه ی "3" را انتخاب کرده اند اغلب در یکی از گروه های زیر قرار می گیرند:

1-به علم این رشته علاقمندند و دوست دارند تا درجات بالاتر این رشته ادامه تحصیل بدهند.

2- علاقمند به مشاغل دانشگاهی هستند و دوست دارند استاد دانشگاه شوند.

3- علاقه ی شدیدی به درج عنوان "دکتر" قبل از نام خود دارند.

افرادی که گزینه ی "4" را انتخاب کرده اند اغلب در یکی از گروه های زیر قرار می گیرند:

1- علاقمند به فعالیت بالینی هستند ولی نسبت به کسانی که گزینه ی 1 را انتخاب کرده اند، می خواهند اطلاعات بیشتری در این زمینه داشته باشند.

2- علاقه ی شدیدی به درج عنوان "دکتر" قبل از نام خود دارند.

نتیجه گیری کلی:

با توجه به اینکه 76% آرا به نفع گزینه های 1و4 می باشد، بنابراین اکثر رای دهندگان یا علاقمند به کار بالینی هستند و یا به این رشته علاقه ی چندانی ندارند.

سلام خدمت دوستان عزیز ... تابستونتون بخیر... 

دومین سال تحصیلی مونم گذشت با همه ی دغدغه هاش  مربوط به خودش . این سال هم رنگ 

و بوی خاص مربوط به خودشو داشت حالا چه رنگی !!!  به عهده ی خودتون ...

هممون تو این دو سالی که از دانشگامون گذشت  چیزای زیادی یاد  گرفتیم که به درد زندگیمون

می خوره .

خیلی خوبه که  چیزایی رو که یاد می گیریم  به اشتراک بذاریم تا بقیه رو هم شریک دانسته هامون

کنیم...

از شما دوستان  عزیز می خوام ۱ مورد از چیزایی رو که تو  این دو سال از دانشگاه یاد گرفتین تو قسمت 

نظرات بذارید تا  از تجربیات همدیگه استفاده کنیم ...

نماد المپیک 2012 لندن - بریتانیا

برج آرسلورمیتال ‌اربیت

 

 

ادامه نوشته


جادوگری که روی درخت انجیر زندگی می کند .به لستر گفت: یه آرزو کن تا برآورده کنم لستر هم با زرنگی آرزو کرد دو تا آرزوی دیگر هم داشته باشد بعد با هر کدام از این سه آرزو سه آرزوی دیگر آرزو کرد آرزوهایش شد نه آرزو با سه آرزوی قبلی بعد با هر کدام از این دوازده آرزو سه آرزوی دیگر خواستکه تعداد آرزوهایش رسید به 46 یا 52 یا...

به هر حال از هر آرزویش استفاده کرد برای خواستن یه آرزوی دیگرتا وقتی که تعداد آرزوهایش رسید به...

5میلیارد و هفت میلیون و18هزار و34 آرزوبعد آرزو هایش را پهن کرد روی زمینو شروع کرد به کف زدن و رقصیدن جست و خیز کردن و آواز خواند نو آرزو کردن برای داشتن آرزوهای بیشتر

بیشتر و بیشت  در حالی که دیگران میخندیدند و گریه میکردند عشق می ورزیدند و محبت میکردند

لستر وسط آرزوهایش نشست آنها را روی هم ریخت تا شد مثل یک تپه طلا

و نشست به شمردنشان تا ......پیر شد و بعد یک شب او را پیدا کردند در حالی که مرده بود و آرزوهایش دور و برش تلنبار شده بودند

آرزوهایش را شمردند حتی یکی از آنها هم گم نشده بودندهمشان نو بودند و برق میزدند بفرمائید چند تا بردارید به یاد لسترد هم باشید که در دنیای سیب ها و بوسه ها و کفش ها همه آرزوهایش را با خواستن آرزوهای بیشتر حرام کرد!!!

آرامگاه کوروش کبیر

ادامه نوشته

خدا جون دوست دارم ۲

      خدا جون دوست دارم

 نگاهی به صفحه زیر بیندازید و از اعماق جان ندای سبحان الله را بشنوید!

در صفحه اي كه باز مي شود اسكرول پايين تصوير را به سمت چپ و راست ببريد
تا شگفت زده شويد.
 

مهر مادر

 

 

جلوی بهزیستی نوشته شده بود :

شیر مادر و مهر مادر جانشین ندارد !

شیر مادر نخوردم اما مهر مادر پرداخت شد.

 پدرم یه گاو خرید و من بزرگ شدم و هیچ کس حقیقت مرا نشناخت جز معلم ریاضی که همیشه

می گفت :

 بتمرگ گوساله !

( زنده یاد حسین پناهی) 

دانلود سوالات کارشناسی ارشد

سوالات کارشناسی ارشد : 1-فیزیوتراپی ورزشی {اسپورت}           2-فیزیوتراپی ه فیزیوتراپی {محض}

کدام هم اتاقی را می گویی؟

                         کدام هم اتاقی را می گویی؟

دیدنی های این هفته از گوشه و کنار جهان

 

این عکس ها رو یکی از دوستان لطف کردن برام فرستادن و من بسیار لذت بردم امیدوارم شما هم همین حس رو داشته باشید.......

ادامه نوشته

داستان پدر و پسر!!!!

پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود.در اتاق باز بود و یک پاکت هم روی بالش گذاشته شده  و روش نوشته بود «پدر». پدر با نگرانی پاکت را باز کرد:

ادامه نوشته

فالت بگیروم!!!!!!!؟؟؟؟؟

                        فالت بگیروم!!!!!!!؟؟؟؟؟                                 

برین ادامه ی مطلب.......

ادامه نوشته