سخنی از دکتر شریعتی
در ثروت « فقر » غنی گشتم.
و از چشمه « ایمان » سیراب شدم.
و در هوای « دوست داشتن » ، دم زدم.
و در بالای « غرور » ، قامت کشیدم
و از « دانش » ، طعامم دادند
و از « شعر » ، شرابم نوشاندند.
و از « مهر » نوازشم کردند.
و « حقیقت » دینم شد و راه رفتنم.
و « خیر » حیاتم شد و کار ماندنم.
و « زیبایی » عشقم شد و بهانه زیستنم.
و از چشمه « ایمان » سیراب شدم.
و در هوای « دوست داشتن » ، دم زدم.
و در بالای « غرور » ، قامت کشیدم
و از « دانش » ، طعامم دادند
و از « شعر » ، شرابم نوشاندند.
و از « مهر » نوازشم کردند.
و « حقیقت » دینم شد و راه رفتنم.
و « خیر » حیاتم شد و کار ماندنم.
و « زیبایی » عشقم شد و بهانه زیستنم.
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 21:38 توسط عطیه ناظم
|
اینجا،وبلاگ دانشجویان فیزیوتراپی 89 دانشگاه تهران میباشد.برای رفتن به بخشهای مختلف این وبلاگ میتوانید به بخش پیوندهای وبلاگ رجوع کنید.