گوشی تلفنم زنگ خورد.ااه ه کیه؟خوابم میاد تازه از بیرون برگشتم خسته ام.گوشی رو بر میدارم این که مهدی دوست صمیمیم هست.ما که یکی دو ساعت پیش باهم بودیم .چی شده؟

-الو

-سلام سروش

سلام مهدی چه خبر؟

- به وبلاگ سر زدی؟

-چی شده؟

-مثل اینکه امروز درس زبان تو و چند نفر دیگه به خاطر ۴ جلسه شدن غیبتاتون حذف شده

-نه.جدی میگی؟وای چیکار کنم؟.........

این بود پایان سیاه یک روز رنگی

از قرن ۱۶ میلادی به دنبال کشف صنعت چاپ روشهای تبلیغاتی وارد مرحله جدیدی گردید و در  قرن ۱۷ با سرعت زیاد و عجیبی به یکی از مهمترین مسائل جهانی تبدیل شدو تا امروز که شرکتهای بزرگ سالانه میلیونها دلار صرف برنامه های تبلیغاتی خود میکنند مهم تلقی میشود

در بازار تجارت جهانی مردم زیر بمبارانهای شدید تبلیغاتی قرار میگیرندو استفاده از  روش بهتر تبلیغاتی رقابت سنگینی بین شرکتهای تبلیغاتی به وجود آورده است

به نظر شما واقعا این هزینه های سنگین برای چیست؟

مطمئنا برای دیده شدن محصول و جلب توجه کردن.دقیقا همان هدفی که هر دفعه به صورت random یک گروه از بچه های کلاس انتخاب میکنند و شروع به مخالفت با جمع میکنند.روشی بر مبنای این عبارت"مخالف باش تا دیده شوی٬ تا جلب توجه کنی". این دفعه نوبت دخترهای همیشه مخالف تهران بود که سر کلاس زبان بروند و باعث تشکیل شدن کلاس شوند و مقدمات لازم برای حذف درس چند نفر از بچه ها رو فراهم کنند

خدا!آخر مگه میشه؟تو هر کلاس نهایتا یکی دو تا از این آدمها هست پس چطور  در کلاس ما اندازه کل دانشگاه تهران نوازنده های ساز مخالف پیدا میشه؟اگر ما این ارکستر سمفونیک رو نخوایم باید چیکار کنیم؟

من مهدی ۲۰ سال سن دارم.دیگه بزرگ شدم.برای جلب توجه نیاز به روش"مخالف باش تا دیده شوی٬جلب توجه کنی" ندارم.آخه تا کی به این رفتار بچه گانه ادامه بدم؟

بزرگی و بزرگ شدن به دونستن چندتا جمله از علی نیست بزرگی به داشتن رفتار علی گونه هست!

لطفا از کار بچه گانه دست بردارم.